تبلیغات
احمدی نژادی ها

احمدی نژادی ها
 
این وبلاگ فقط یک موضوع دارد آنهم "احمدی نژاد" است

سخنگوی قوه قضاییه افزود: در جامعه تبلیغ می شود که نمی توانیم با دنیا دربیافتیم این افراط و تندروی است، آن زمان ایستادن در برابر شاه را افراط می دانستند امروز نیز مقابله و ایستادن در برابر ظالمین را افراط می دانند.

به گزارش میدان ۷۲ به نقل از فارس، حجت الاسلام محسنی اژه ای که به مناسبت سالروز قیام ۱۵ خرداد در جمع مردم قم حاضر شده بود، به نقش امام خمینی در هدایت مردم اشاره کرد و اظهار داشت: حضرت امام خمینی(ره) در تبعیت از پیامبر‌ اعظم(ص) و اهل بیت(ع) برای دینداری مردم و رسیدن آنها به بهشت و دوری از جهنم مشقت‌ها و مرارت‌های زیادی را تحمل کردند، ‌عده‌ای امروز می‌گویند به بهشت و جهنم مردم کاری نداشته باشید! ‌چنین تفکراتی به سخره گرفتن زحمات علما، مراجع و حوزه‌های علمیه است.

سخنان دادستان کل کشور واکنشی به اظهارات اخیر آقای روحانی است که در جمع کارمندان سازمان محیط زیست گفته بود:

«بعضی بیکار هستند و دچار توهمات می‌شوند، عده‌ای مدام غصه دین و آخرت مردم را می‌خورند در حالی که نه می‌دانند دین چیست و نه آخرت. اما همیشه غصه آخرت را می‌خورند.«

رییس‌جمهور همچنین در تحلیل تفاوت حضور دولت و مردم در مباحث اجتماعی گفت: دولت دینی خوب است اما دین دولتی جای صحبت دارد؛ حتی تبلیغ دین باید به دست عالمان، مراجع، صاحب نظران و دلسوزان انجام شود و دولت نیز حمایت لازم را انجام دهد.

البته آقای روحانی یک هفته قبل از آنکه دغدغه مندان دین و آخرت مردم را متوهم بماند در همایش «بیمه سلامت همگانی» گفته بود:

نباید مردم را بیهوده و بدون جهت نگران کرد و باید بگذاریم مردم راحت باشند، اینقدر در زندگی مردم مداخله نکنید، ولو به خاطر دلسوزی؛ بگذاریم مردم خودشان راه بهشت را انتخاب کنند، نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد.

کارشناسان عقیده دارند که اظهارت آقای روحانی واکنشی بود به انتقاداتی که توسط مراجع تقلید، ائمه جماعات و کارشناسان درباره وضعیت فرهنگی جامعه و بی تفاوتی به گسترش «فساد سازماندهی شده» بیان شده است .

البته اظهارات جنجالی رئیس جمهور که با بازتاب گسترده رسانه های حامی دولت مواجه شده بود با واکنش گسترده ائمه جماعات ، علما و حتی مراجع تقلید روبرو شد.

در همین راستا، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ۷ خرداد ماه، در سخنانی در جمع طلاب علوم دینی با اشاره به وجوب فرضیه امر به معروف و نهی از منکر به اظهارات آقای روحانی واکنش نشان داد و بیان داشت: این که برخی مسؤولان گفته بودند با زور شلاق نمی توان افراد را به بهشت فرستاد ما هم این گونه می گوییم، اما می گوییم با دست خودمان درهای جهنم را به روی مردم باز نکنیم.

این مرجع تقلید بیان داشت: به عنوان مثال در ایام نوروز و دیگر مناسبت هایی که مسافرت های زیادی انجام می شود، راهنمایی و رانندگی برای تامین امنیت جان مردم و مسافران طرح های ویژه ای دارند و نظارت بسیار شدیدی را اعمال می کنند اما اگر گفته شود کاری به کار مردم و رانندگان نداشته باشید آیا کسی چنین منطقی را می پذیرد؟

آیت الله مصباح یزدی نیز دوازدهم خرداد ماه در جمع زائران حرم امام خمینی در این باره گفت: … حتی برخی از افراد عمامه به سر که دارای مسئولیت هستند، در واکنش به اجتماع مردم در خصوص بدحجابی و نگرانی علما از وضع دین و فرهنگ و تجمع روحانیت در فیضیه، آن‌ها را کسانی معرفی می‌کنند که اسلام را نشناخته‌اند و آن‌ها را متهم به توهم می‌کنند. باید از وی پرسید مگر خود تو دینت را از کجا یاد گرفته‌ای؟ از فیضیه یا از انگلستان؟

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به هشدار امام(ره) در خصوص نفوذ نامحرمان، اظهار داشت: برخی مسئولین به گونه‌ای رفتار می‌کنند که زمینه عملی شدن این هشدار امام(ره) را فراهم کنند. جدایی دین از سیاست و بیان این مطلب که دین وظیفه روحانیت است، نه دولت، همان شعار جبهه ملی است که متأسفانه امروز از سوی برخی مسئولین عمامه به سر مطرح می‌شود.

«ما نمی توانیم» با الفاظ دیگری به جامعه پکپاژ می شود

اما اظهارات انتقادی حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین محسنی اژه‌ای در مراسم سالروز قیام ۱۵ خرداد تنها به اظهارات رئیس جمهور درباره متوهم خطاب کردن دغدغه مندان دین مردم ختم نشد.

وی اشاره تلویحی به موضوع پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام خمینی در سال ۱۳۶۷ کرد و اظهار داشت: کسانی که در زمان جنگ القاء می کردند که جنگ پرهزینه است و می گفتند ما جوانانمان را در جنگ به شهادت می رسانیم امروز همین حرف ها را ولی با الفاظ دیگری می زنند.

محسنی اژه ای گفت: آنچه باعث پیروزی و حفظ انقلاب شده است تکیه بر قدرت خداوند و مردم، بصیرت، مجاهدت، مقاومت و انسجام بوده است باید مراقب باشیم، امروز زلزله «ما نمی توانیم» در جامعه ما با الفاظ دیگری پمپاژ می شود.

سخنگوی قوه قضاییه افزود: در جامعه تبلیغ می شود که نمی توانیم با دنیا دربیافتیم این افراط و تندروی است، آن زمان ایستادن در برابر شاه را افراط می دانستند امروز نیز مقابله و ایستادن در برابر ظالمین را افراط می دانند.

وی گفت: با وجودی که شخصیت های دینی، بزرگان، امام راحل و شهید مدرس بارها تاکید کردند که سیاست ما عین دیانت و دیانت عین دیانت ماست، یعنی دین ما، دین سیاسی است ولی عده ای دنبال القای شعار «جدایی دین از سیاست» هستند.

دادستان کشور افزود: امروز عده ای با کلمات مشتبه، بحث حکومت دینی و دین دولتی را مطرح و این گونه القاء می کنند که دین آزاد است و ما چه کار به دین مردم داریم.

وی اضافه کرد: متاسفانه همان کلامی که دین را از سیاست جدا می داند امروز با کلمات مشتبه، در جامعه ما از طریق رسانه های عادی و تریبون های عمومی پمپاژ می شود.

این بازی برد – برد که می گویند یعنی چه؟

حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: روحانیون، بزرگان و متدینین، اگر کشور مستقل می خواهیم باید ثروتمند باشیم، دشمنان می خواهند از راه اقتصاد به ما ضربه بزنند. به همین دلیل رهبر انقلاب اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند، آیاحالا که دشمنان دربحث هسته ای می خواهند ما را از حق خود محروم کنند باید دست روی دست بگذاریم و بگوییم نمی توانیم؟

وی افزود: این بازی برد برد که می گویند یعنی چه؟ چرا توضیح نمی دهید که برد – برد به معنای چیست و چگونه می خواهید ما برد کنیم و آمریکا هم برد کند؟





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

وقتی که از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم، بخاطر خانواده ترسیدیم، بخاطر دوستان ترسیدیم، بخاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا کردن کاسبی، برای پیدا کردن یک خانه دارای یک اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی بخاطر این چیزها حرکت نکردیم، معلوم است، 10 نفر مثل امام حسین هم که بیایند همه شهید خواهند شد.
رهبـــــر معظم انقــــــلاب

اللهــــم احفظ قائدنا الخامنه ای

‏وقتی که از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم، بخاطر خانواده ترسیدیم، بخاطر دوستان ترسیدیم، بخاطر راحتی و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا کردن کاسبی، برای پیدا کردن یک خانه دارای یک اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی بخاطر این چیزها حرکت نکردیم، معلوم است، 10 نفر مثل امام حسین هم که بیایند همه شهید خواهند شد.
رهبـــــر معظم انقــــــلاب 

اللهــــم احفظ قائدنا الخامنه ای‏




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

علیرضا احمدی نژاد پسر کوچکتر احمدی نژاد است و آشنایی من با او در دانشگاه مان (علم و صنعت) بود. برای من عجیب بود که چگونه ممکن است فرزند رئیس جمهور یک کشور این چنین ساده زیست بوده و مانند افراد عادی جامه باشد. یادم است در یکی از شب های ماه مبارک رمضان یکی از دوستانم که مدتی بود فارغ التحصیل شده بود و علیرضا را هم نمی شناخت به دانشگاه آمده بود. علیرضا در مسجد دانشگاه داشت سفره افطاری را می انداخت (از این کارها زیاد می کرد). آن دوستم وقتی علیرضا را دید ناخودآگاه گفت این بنده ی خدا چقدر شبیه دکتره! ما که بهش گفتیم این واقعا فرزند دکتره باورش نمی شد. پسر احمدی نژاد بیشتر از یک دانشجوی مذهبی و بسیجی معمولی متواضع بود. او در اردوها در میان بچه های تدارکات بود و بیشتر از بقیه بچه ها هم کار می کرد. ذره ای تکبر در این بشر نبود. حرف زدنش مهربانانه بود و کلا خیلی دوست داشتنی بود. در اردوها هم گاهی مردم او را می شناختند و می خواستند با او عکس بیندازند که او معمولا نه نمی گفت. او در جشن های پتو، بیشترین کتک رامی خورد. یادم است بچه پتوها را روی او می انداختند و می گفتند بچه ها بزنید، برای مشکلات جوانان، کار، تورم. بزنید. او نه تنها اعتراضی نمی کرد بلکه بعضا می گفت بابا شما که خیلی آروم می زنید. لباس هایش هم بسیار ساده بودند. موبایلش هم یک موبایل ارزان قیمت بود. من در این بشر ساده زیستی، مهربانی و تواضع را دیدم. کلا هم قیافش هم اخلاقش آدم را یاد رئیس جمهور می انداخت. اون موقع که دانشگاه بودم باهاش دوست بودم و سلام و علیکی داشتیم. الان هم باهاش ارتباط ندارم. احساس کردم نوشتن این خاطرات کار مناسبی باشد. نمی دانم هم راضی یاست که این مطالب را بنویسم یا نه. عکس زیر هم مربوط به دیدار با خانواده ی یکی از شهدای دانشگاه علم و صنعت است.اون آدم بغلیش هم خودم هستم که حذفش کردم.

‏علیرضا احمدی نژاد پسر کوچکتر احمدی نژاد است و آشنایی من با او در دانشگاه مان (علم و صنعت) بود. برای من عجیب بود که چگونه ممکن است فرزند رئیس جمهور یک کشور این چنین ساده زیست بوده و مانند افراد عادی جامه باشد. یادم است در یکی از شب های ماه مبارک رمضان یکی از دوستانم که مدتی بود فارغ التحصیل شده بود و علیرضا را هم نمی شناخت به دانشگاه آمده بود. علیرضا در مسجد دانشگاه داشت سفره افطاری را  می انداخت (از این کارها زیاد می کرد). آن دوستم وقتی علیرضا را دید ناخودآگاه گفت این بنده ی خدا چقدر شبیه دکتره! ما که بهش گفتیم این واقعا فرزند دکتره باورش نمی شد. پسر احمدی نژاد بیشتر از یک دانشجوی مذهبی و بسیجی معمولی متواضع بود. او در اردوها در میان بچه های تدارکات بود و بیشتر از بقیه بچه ها هم کار می کرد. ذره ای تکبر در این بشر نبود. حرف زدنش مهربانانه بود و کلا خیلی دوست داشتنی بود. در اردوها هم گاهی مردم او را می شناختند و می خواستند با او عکس بیندازند که او معمولا نه نمی گفت. او در جشن های پتو، بیشترین کتک رامی خورد. یادم است بچه پتوها را روی او می انداختند و می گفتند بچه ها بزنید، برای مشکلات جوانان، کار، تورم. بزنید. او نه تنها اعتراضی نمی کرد بلکه بعضا می گفت بابا شما که خیلی آروم می زنید. لباس هایش هم بسیار ساده بودند. موبایلش هم یک موبایل ارزان قیمت بود. من در این بشر ساده زیستی، مهربانی و تواضع را دیدم. کلا هم قیافش هم اخلاقش آدم را یاد رئیس جمهور می انداخت. اون موقع که دانشگاه بودم باهاش دوست بودم و سلام و علیکی داشتیم. الان هم باهاش ارتباط ندارم. احساس کردم نوشتن این خاطرات کار مناسبی باشد. نمی دانم هم راضی یاست که این مطالب را بنویسم یا نه. عکس زیر هم مربوط به دیدار با خانواده ی یکی از شهدای دانشگاه علم و صنعت است.اون آدم بغلیش هم خودم هستم که حذفش کردم.‏




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

مبشر بهاران

‏مبشر بهاران‏
 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

سایت شفقنا از رسانه های نزدیک به جریان اصلاحات در روزهای گذشته طی نظرسنجی از مخاطبین خود به ارزیابی میزان موفقیت روسای جمهور ایران پرداخته است.

میدان ۷۲/  سایت شفقنا از رسانه های نزدیک به جریان اصلاحات در روزهای گذشته طی نظرسنجی از مخاطبین خود به ارزیابی میزان موفقیت روسای جمهور ایران پرداخته است.

در این نظرسنجی که پر مخاطب ترین نظرسنجی این سایت می باشد محمود احمدی نژاد با کسب ۷۲ درصد بیشترین رای شرکت کنندگان در این نظرسنجی را به خود اختصاص داده است و پس از آن محمد خاتمی با ۲۲ درصد و آقایان هاشمی و روحانی با ۲ درصد قرار گرفته است.

 55033_962





نوشته شده در تاریخ شنبه 10 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران گفت: باید راستگویی را در جامعه رواج دهیم اما متاسفانه جامعه را به سمتی پیش برده‌اند که مردم به خاطر مسائل اقتصادی به دولت دروغهای بزرگ می‌گویند.

به گزارش میدان ۷۲ به نقل از مهر، غلامحسین کرباسجی صبح جمعه در نشستی با عنوان “حماسه‌های ملی خرداد” که در گرگان برگزار شد، ابراز کرد: پیروزی در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ مرهون عقل گرایی و اصلاحات دینی بود و در این انتخابات مردم به صداقت اصلاح طلبان ایمان آوردند.

وی افزود: متاسفانه برخی از رسانه‌ها و حتی رسانه‌های همراه جوری عمل می‌کنند تا به نوعی مشکلات دولت را حل نشدنی نشان دهند.

وی با اشاره به مسئله تحریم‌ها بیان داشت: تحریم‌ها در کشور باعث ایجاد مشکلات زیادی شده است چرا که در تمام دوران هشت سال جنگ تحمیلی هم همچنین تحریم هایی علیه کشور ایران انجام نشده بود به طوری که در حال حاضر بانک مرکزی نمی تواند به هیچ کشور دیگری پول حواله کند و یا سرمایه گذاری انجام دهد و ما حتی نمی توانیم به راحتی نفت را بفروشیم.

کرباسچی با بیان اینکه دولت به دنبال حل روابط خارجی است تصریح کرد: دولت در اولین گام تلاش دارد تا بتواند مسئله روابط خارجی و هسته ای را حل کند  و در این راه رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به دنبال این هستند تا مشکلات را با گفتگو حل کنند.

وی با عنوان اینکه مخالفان رئیس جمهور در کشور به دنبال فلج کردن سیاست‌های خارجی هستند، اظهار داشت: یکی از شگردهای این افراد در کشور این است که هر وقت هیئت امور خارجه در یکی از گفتگو های هسته ای با شکست روبرو می‌شود جشن می‌گیرند و تلاش می‌کنند تا به مردم نشان دهند سیاست‌های خارجی، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دولت با شکست روبرو می‌شود.

شهردار سابق تهران تشکیل و پایداری  گروه هایی در جهت حمایت دولت را بسیار مهم دانست و عنوان داشت: ما به وسیله این گروه‌ها باید تلاش کنیم تا شرایط کنونی کشور را الویت بندی کنیم و توانایی فکری را در جهت حمایت از دولت در کشور در بین مردم تزریق کنیم.

وی ادامه داد: ما باید تلاش کنیم تا از گذشته درس گرفته و مقداری از آن عبور کنیم و به آینده نگاه کنیم و بدانیم که وظیفه امروز ما چه چیزی است.

دروغ ملی بزرگی در ثبت نام مرحله دوم یارانه‌ها به دولت گفته شد

کرباسچی  به ثبت نام مرحله دوم یارانه ها در کشور اشاره کرد و بیان داشت: با توجه به اینکه ما دارای یک کشور اسلامی هستیم و باید راستگویی را در جامعه رواج دهیم اما متاسفانه جامعه را به سمتی پیش برده‌اند که مردم به خاطر مسائل اقتصادی دروغ بزرگ را به دولت می‌گویند.

وی اضافه کرد: در این ثبت‌نام اعلام شده بود که ۶۰ درصد مردم ایران بی‌خانه هستند و آیا این واقعا واقعیت دارد و این به‌عنوان یک دروغ ملی محسوب می‌شود چرا که ما در حال حاضر ۲۱ میلیون خانوار در کشور داریم که این کشور نیز دارای ۲۰ میلیون واحد مسکونی نیز است.

دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ایران با بیان اینکه اصلاحات زیادی باید در جامعه ایجاد شود، اذعان داشت: اصلاحات فقط برای مقامات دولتی نیست بلکه باید تلاش کنیم تا در جامعه  نیز اصلاحات را به وجود آوریم  و وجود گروه‌های تشکیلاتی می تواند با ورود در مسائل فرهنگی در این زمینه به دولت کمک کند.

وی به نقش گروه های مردمی اشاره کرد و یادآور شد: گروه‌های مردمی و تشکلات می توانند در همه زمینه‌ها نقش آفرین باشند و حتی می‌توانند در ایجاد اشتغال به دولت کمک کنند .

غلامحسین کرباسچی دومین مسئله مهم دولت را مسائل اقتصادی عنوان کرد و ابراز داشت: دولت تلاش دارد تا مسائل اقتصادی کشور را حل کند و تلاش دارد تا با تشکیل خانه های سیاسی به تدریج فضای امنی را برای فعالیت و تلاش به وجود بیاورد.

وی تبعیت از دین و مکتب پیامبر(ص) یک اصل مهم در جهان اسلام عنوان کرد و تصریح داشت: در داخل کشور  کسانی هستند که که خود را متکی به سنت های پیامبر اسلام(ص) می‌دانند اما دارای بینش‌های افراطی و خشونت‌باری هستند چرا که باید بدانیم چه چپ و چه راست باشی باید تلاش کنیم تا به دنبال صلح‌ورزی و سازگاری باشیم

شهردار سابق تهران عنوان داشت: اگر می‌خواهیم مدیران موفقی داشته باشیم باید فکر کنیم تا در چه شرایطی قرار و به چه شرایطی می توانیم در مسائل مختلف در کشور برسیم  و ذهنیت خود را با مدیران تنظیم نماییم  تا به بدانیم به سمت و سویی باید حرکت کنیم.

وی گفت: متاسفانه  گروه های مختلف در مقاطع سیاسی و فعالیت‌های انتخاباتی به صورت شعاری از این مسائل عبور می‌کنند و نگاهمان را به آینده تنظیم نمی‌کنی





نوشته شده در تاریخ شنبه 10 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

ایران از «عبدالفتاح السیسی» حمایت می کند. اگر حمایت های ایران نبود “السیسی” به خود اجازه حمایت از شیعیان را نداشت.

به گزارش میدان ۷۲، اخبار رسیده از مصر حاکی از آن است که طرفداران اخوان المسلمینی «محمد مرسی» رئیس جمهور برکنار شده مصر در بیانه ای اعلام کردند: بنا بر مصلحت های فراوان ما با سلفی ها متحد شده و اگر «عبدالفتاح السیسی» در انتخابات رأی آخر را کسب کند، ضربه ای به پیکره این دولت خواهیم زد.

در بیانیه اخوان المسلمینی های طرفدار “مرسی” همچنین آمده: “رافضی”ها در مصر هیچ جایگاهی ندارند اما “السیسی” می خواهد در دولت خود به آنها بها دهد. ما علیه “السیسی” خواهیم ایستاد و انتخابات را به آتش خواهیم کشاند.

در همین حال روزنامه “رأی الیوم” در گزارشی مدعی شد که بیش از ۹۰ درصد شیعیان در مصر به «عبدالفتاح السیسی» رأی خواهند داد. میزان محبوبیت “السیسی” در میان مردم بیش از دیگر نامزدهاست.

“رأی الیوم” به نقل از گروه های سلفی نوشت: ایران از «عبدالفتاح السیسی» حمایت می کند. اگر حمایت های ایران نبود “السیسی” به خود اجازه حمایت از شیعیان را نداشت.

در پایان این خبر آمده: با توجه به تهدیدات فراوان جبهه سلفی ها در مصر، اما این تهدیدات کارساز نخواهد بود و گزارش ها حاکی از آن است که «عبدالفتاح السیسی» رئیس جمهور آینده کشور خواهد بود.





نوشته شده در تاریخ جمعه 9 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

یکی از راه‌های اصلی این کار برهم زدن آرامش علمی دانشگاه‌ها، مشغول کردن ذهن دانشگاهیان به مسائل فرعی است. پیش از این انتخاباتی کردن ریاست دانشگاه‌های کشور یکی از مداخل چنین هدفی بوده است و اکنون ادعای پذیرش خارج از ضابطه 3000 دانشجوی دکتری نیز قطعاً آخرین حلقه این جنگ روانی نخواهد بود.

به گزارش میدان ۷۲، آقای توفیقی مشاور عالی فعلی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری طی سخنانی در مسجد دانشگاه تهران با قاطعیت از جابجایی آرای موسوی سخن می گوید و اعلام می کند که: «ای کاش واقعا بنده آرزو می‌کنم و ای کاش نمی‌دانستیم که این ۲۴ میلیون رای به اسم چه کسی رفته است. ای کاش این ویژگی‌ها پشت پرده باقی می‌ماند و ما فقط یک تخلف کوچک انتخاباتی را شاهد بودیم. ای کاش اینجوری می‌شد ولی همهٔ مردم دیدند در هفته‌های گذشته در ۴ سال گذشته سیاست‌ها را تدبیرها را اخلاق را بینش‌ها را دیدند و الان عمق تاسف جایی است که این ۲۴ میلیون رای به دست من و شما به اسم چه کسانی رفت؟» (فیلم و متن آن در سایت‌ها منتشر شده است)

tofighi

ادعای غیرمستند و شگفت انگیز بر علیه جمهوری اسلامی از سوی فتنه گران مختص به آراء انتخابات نیست. معصومه ابتکار رئیس سازمان محیط زیست بعد از انتخابات با حضور در منزل کشته شدگان فتنه آنها را علیه جمهوری اسلامی تحریک می کردند و تلاش می کردند بر آتش فتنه بدمند و اجازه روشن شدن حقایق از مسیر قانونی خود را ندهند. «پدر شهید محمدحسین فیض در این باره گفته است: خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی آمده بودند. من تعجب کردم،‌ آمده بودند تقصیر را بیندازند گردن رهبری! به کنایه می‌گفتند که ما تعجب می‌کنیم چرا «آقا» با این‌ها برخورد نمی‌کند! هم ایشان را مقصر می‌دانستند و هم دولت را. در اصل آمده بودند که این را بگویند. بعد می‌گفتند که این حوادث تقصیر ما نیست و ربطی به میرحسین موسوی هم ندارد!»

ایشان در دولت جدید به سمت ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست منصوب شد. اما پس از مدتی جمهوری اسلامی را متهم به قتل شهروندان تهرانی کرد. ایشان با انتشار نامه ای مدعی شد که بنزین های تولید شده توسط پتروشیمی ها آلوده بوده اند. لذا کسانی که بر اثر هوای آلوده مرده اند، کشته شده اند. «مدیرکل محیط زیست استان تهران گفت:براساس گزارش وزارت بهداشت سالانه ۲۷۰۰ نفر در تهران بر اثر آلودگی هوا فوت می‌کنند که باید علما ورود کرده و مطرح کنند که مرگ بر این‌اساس یک قتل بوده تا آلوده کنندگان جدی‌تر به موضوع هوا توجه کنند.»

اما پس از مدتی معلوم که بنزین های تولید شده توسط پالایشگاه های پتروشیمی اصلا در تهران و شهرهای بزرگ توزیع نشده اند.

آقای دکتر مجتبی صدیقی دی ماه سال قبل در مصاحبه ای عنوان کرده بود ۳۰۰۰ دانشجو بدون و آزمون وارد مقطع دکتری شده اند. در صورتی که این رویه در تمامی دنیا و در تمامی سنوات وزارت علوم رایج بوده است که دانشجویان کارشناسی ارشد بر اساس سوابق تحصیلی شان وارد مقطع دکتری شوند. ایشان با مغالطه ای آشکار به گونه ای وانمود کردند که گویی ۳۰۰۰ دانشجوی دکتری که می بایست در کنکور مربوطه شرکت کننده، از در پشتی وارد دانشگاه شده اند.

آقای صدیقی مدیرانی از وزارت علوم است که نهادهای امنیتی صلاحیتش را برای احراز مناصب مدیریتی تأیید نشد و آقای فرجی دانا، نتوانست پاسخ قانع کننده ای در این زمینه به نمایندگان مجلس شورای اسلامی بدهد. این بار با تشکیل کنفرانس خبری حرف خود را به لحاظ شکلی تصحیح کرده اند و گفته اند: «شماری از دانشجویانی که از سال ۸۵ تا ۹۲ به خارج اعزام شده‌اند، شرایط اعلام شده در فراخوان را نداشتند…»

کارشناسان معتقدند، پس از سوژه مستند «من روحانی هستم» اکنون سوژه جدیدی در دستور کار قرار گرفته است و پس از چند ماه اتاق جنگ روانی نزدیک به دولت یازدهم سوژه جدیدی را دستمایه هوچی گری و سیاه نمایی عملکرد جمهوری اسلامی کرده اند. هر چند آنان مدعی هستند که دولت نهم و دهم را هدف گرفته اند.

جمهوری اسلامی طی سال های گذشته در عرصه علمی موفقیت های خیره کننده در عرصه تولید علم و تبدیل علم به تکنولوژی داشته اند. معمولاً منشورات و منتشرات موسسات علمی غربی برای کسانی که مرجعیت علمی-سیاسی غرب را پذیرفته اند، موثق تر از آمارها و اطلاعات مسئولین داخلی هستند. طبق اسناد منتشره در پایگاه¬های اینترنتی این مجموعه ها، سرعت رشد علمی ایران ۱۱ برابر متوسط رشد علمی جهان است.

از سوی دیگر پرتاب ماهواره ها به فضا با استفاده از متخصصان داخلی، تبدیل موفق علوم پیچیده به ابزار و تکنولوژی است که جلوی چشم جهانیان به وقوع پیوسته است. موفقیت های حوزه نانو در حدی است که به اعتراف دوست و دشمن، مسیر انتقال علم از داخل به خارج از کشور است.

وقوع تخلف و اشتباه در هر مجموعه مدیریتی کاملاً محتمل و ممکن است. لذا در تمامی سطوح مدیریتی سیاسی، علمی، اقتصادی و … دستگاه های نظارتی و قضایی وجود دارند که وظیفه شان رسیدگی به تخلفات است. اما کسانی که ریگی به کفش دارند معمولاً خود را در معرض چنین آزمون هایی قرار نمی دهند و ترجیح می دهند با بزرگنمایی اشتباهات و شانتاژکاری، منویات خود را به دیگران تحمیل کنند.

فتنه هشتاد و هشت، سران و اصحاب فتنه بدون دلایل مستند خواستار ابطال انتخابات بودند. افرادی مانند سعید حجاریان -احتمالاً استناد به مشاهدات شخصی خود- مدعی شدند که رأی به احمدی نژاد ناشی از توزیع سیب زمینی بین رأی دهندگان سراسر کشور به ایشان بوده است.

کسانی که تحقق رویاهای خود را در برقراری رابطه با آمریکا می بینند با دروغ بزرگ آلوده بودن بنزین تولیدی، پروژه خودکفایی تولید بنزین در داخل را مشوه جلوه داده و خواستار واردات دوباره بنزین از خارج شده اند.

کارشناسان معتقدند، سیاه نمایی های مکرر منتسبین به دولت یازدهم، از عملکرد دولت نهم و دهم دو هدف اصلی را دنبال می کند. اولا دادن آدرس غلط به اذهان عمومی است. رفتار گستاخانه، زیاده طلبانه و عدم پایبندی آمریکایی ها و غربی ها به تعهداتی که در مذاکرات هسته ای داده اند، تحقق پیش بینی منتقدین توافق نامه ژنو بوده که در طی این چند ماه به صورت مکرر گفته شده، دیده شد و دراکنون در نتایج مذاکرات وین بر همگان معلوم و آشکار شد.

ثانیاً، رشد علمی شگفت آور جامعه علمی ایران طی دوازده سال اخیر یکی از سه منبع اصلی قدرت جمهوری اسلامی در کنار اقتصاد و فرهنگ است. لذا دشمنان باید به هر شیوه ای که شده این سرعت را کاهش دهند و یا آن را مشوه سازند. یکی از راه های اصلی این کار برهم زدن آرامش علمی دانشگاه ها و مشغول کردن ذهن دانشگاهیان به مسائل فرعی است. پیش از این انتخاباتی کردن ریاست دانشگاه های کشور یکی از مداخل چنین هدفی بوده است و اکنون ادعای پذیرش خارج از ضابطه ۳۰۰۰ دانشجوی دکتری نیز قطعاً آخرین حلقه این جنگ روانی نخواهد بود.

«خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد»

قوه قضائیه در مسئله پرونده فساد بزرگ مالی ثابت کرده است در اقامه حق و عدالت، استقامت و تعصب ویژه ای دارد. مدعیان اگر واقعا مدارکی در این زمینه دارند، به جای برهم زدن آرامش علمی دانشگاه ها و پیگیری مسائل از طریق جنجال سازی رسانه ای مسیر قانونی را طی کنند. البته قطعا برای کسانی که در این جنگ روانی به آنان ظلم و اجحاف شده است، می توانند از مسیرقانونی و قضایی اعاده حیثیت کنند و با اتکاء به مدارک متقن و اعتماد به قدرت نظام قضایی جمهوری اسلامی، چنین مدیران را نسبت به تبعات اظهارات غیرمسئولانه شان هوشیار کنند.

منبع: رجانیوز





نوشته شده در تاریخ جمعه 9 خرداد 1393 توسط شعیب نظری

ما یک فرمانده داریم و ما همه در کشور سرباز هستیم. وقتی آقای احمدی نژاد می گوید من یک سربازم ما نیز همه سربازیم. فرماندهی هم در مملکت ولی فقیه ماست و ما که دو تا فرمانده نداریم و همه ما پای یک کار هستیم.

میدان ۷۲/ ۲۱ اردیبهشت سال ۹۲ یادآور اخذ اولین روز مرخصی محمود احمـدی نژاد پـس از ۸ سال خدمتگذاری بی وقفه و مخلصانه در راه خدا و خدمت به مردم و انقلاب ، برای حضور در ستـاد انتـخاباتی وزارت کشـور و همراهی تنهـا نماینده  گفتمـان دولت های نهـم و دهـم که به فرموده رهـبری معظم انقلاب ، مدال برجسته نمودن ارزش های انقلاب و پرکاری را بر سینه دارد ، اســت. همگان جمله معروف “احمـدی نژاد یعنی مشـایی و مشایی یعنی احمـدی نژاد” را از رئیس جمهور سابق کشورمان به یاد دارند که به نظر این جمله استراتـژیک و راهبردی ، روز به روز معنای و عمقش برای همگان آشـکار میشـود.

   اما پس از این ثبـت نام و درمرحـله احراز صلاحیـت ها ، با وجود نظرسنجی های معتبر از بالا بودن رای اسفنـدیار رحیم مشایی و اکبـر هاشمـی رفسنــجانی در انتخابات  ، لکن صلاحیت این دو برای اعضا محـترم شـورای نگهبـان احراز نشد و این دو شخص که نماینده دو گفتمـان متقابل بودنـد مجال حضور در انتـخابات را نیافتند.

پس از این اعلام رد صلاحیت ، جمعی از دوستداران دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی دیداری با کاندیـدای رد صلاحیت شده خود در اول خرداد سال گذشته داشتــند که مشـایی در آن دیدار به جوانان حامی خود می گــوید : ما پیش بینی مان همین بود ؛ ما با توجه به اخبار و اطلاعات و جریانات فشار و سازمان گرایی هایی که  در کشور بوده و هست ، همین بود ؛ واقعا انتظار ما غیر از این نبود ، هرچند که به زبان چیز دیگری می گفتیم یا به برخی خصوص می گفتیم و یا دعا می نمودیم.

مشایی در ادامه به روش خود و دکتر احمـدی نژاد در مواجه با این رد صلاحیت میگوید : ما جز مسیـر قانون ، هیـچ مسیر دیگری نداریم و قانون هم برای ما این مشکل فقط به دست مقام معظم رهبری قابل حل اسـت و ما هم این مـطالبه را از محضـر ایشان داریـم. وی تاکید می کند : به امیـد خداوند با صبوری و حوصله و تدبیر در انتظار می مانیـم و “هیچ کار خلاف قانونی” نیز لازم نیست و از شما هیج انتظاری نداریم که خدایی ناکرده بخاطر احساسات و مسائل دیگر حرف و حدیث و کاری انجام دهید که به این جبهه “صبح روشنایی” ضریه ای بخـورد.

این در حالی بود که مخالفان دولت دهم و بخصوص اعـضا جبهه پایداری که سابقه ارائه تحلیل ها و خبرهای دروغ و کذب درباره دولت دهم و جریان انحرافی در پرونده خود به کــرار دارند ، بشدت در ماه های پایانی ادعا می نمودند که احمدی نژاد در صورت رد صلاحیت مشایی ، استعفا می دهد و انتخابات را برگــزار نمی نماید! (لینک این خبر)

مشـایی سپس به فلسفه آمدن خود و حضور خود در انتخابات اشاره می نماید : ما اصلا نگران رای آوردن نیستیم ؛ ما یک ستاد موازی ستاد های رقبا نیستیم ، من اصلا کاری ندارم که چه کسی رقیب من هست ، ما ایجابی ، ایجادی و  اثیاتی هستیم ؛ ما راهی را عرضه می کنیم که آن راه عبورش از میان ملت بزرگ ایران است. وی تاکید می کند : ما وحدت و انسجام ملت ایران را می خواهیم.

مشایی در پایان به اعضا ستاد خود خاطر نشان میکند : من بارها گفته ام کار کاره خداست و ما پای کار خدا هستیم ؛ از خدا هم استعانت می نماییم که خدا در میان کار خودش ، کاری به ما دهد و این درواقع سخنی از صمیم قلب من است و ذره عدم خلوص در این سخن من نیست. من اصلا اعتقادی به کار غیرخدا نداریم.

اما باتوجه به سخنان بالا و اشاره رحیم مشایی به رد صلاحیتش با توجه به شواهد موجود در فضای سیاسی کشور ، وی در شب آخر ثبت نام کاندیداهای ریاست جمـهوری که عده ای از جوانان حامی وی در جلوی منزل وی تجمع کرده بودند سخنانی را می گوید که تفکر عمیق بر روی آن و بررسی رد صلاحیت وی و روی کار آمدن دولت روحانی و عملکرد دولت اعتدال شاید راه گشا برای آینده سیاسی کشور و تحلیل واقع گرایانه وقایع سریع درکشورمان و جهان پیرامون مـان باشد. جـوان انقـلابی متن کامل این سخنان را تقدیم شما میدارد و از مخالفان و منتقدان مشایی نیز درخواست دارد این سخنان را فارغ از بیان کننده آن ، مورد بررسی و تفکر قرار دهند :

بســم الله الرحمـن الرحیــم

من فکر می کنم که از همه مهم تر آن باوری است که باید درون ما را سیراب و راضی کند. خداوند در قرآن نفرموده اند خداوند فقط از بندگان راضی باشد بلکه خود خدا می فرمایند هم خدا از بنده راضی باشد و هم انسان باید از خدا راضی باشد، این سخن معنا داری است. انسان وقتی ادبیات قرآن کریم درباره اعلام موضع خدا در مورد رابطه انسان وخدا را مشاهده می کند خیلی لذت می برد. خدا می گوید من می خواهم در زمین جانشین برای خودم قرار دهم و فرشتگان در مقابل خدا می گویند می خواهی کسی را در زمین جانشین قرار دهی که فساد کند و خون بریزد؟ ملائک در برابر خدا معترض می شوند. اگر ما بودیم می گفتیم این توهین است یعنی خدا نمی داند. ولی خداوند با برخورد خوب خود به ملائک می فهماند اینطور نیست. خدا به آدم اسماء را یاد می دهد سپس به ملائک هم عرضه می کند بعد از ملائک می پرسد این اسماء چیست؟ ملائک نمی دانند و می گویند ما نمی دانیم. فرشتگان می گویند قبلا گفته بودند ما تو را تقدیس و تسبیح کنیم و ما همواره این کار را می کنیم دیگر نیازی نیست برای دانش این مسائل. بعد خداوند به آدم می گوید تو اسماء را بگو. یعنی آدم می داند و ملائکه نمی دانند. و ملائک می فهمند که یک حکمتی در کار خدا است و قانع می شوند و آدم را باور می کنند و می فهمند تسبیح وتقدیس ملائک از انسان یک درجه و درک پایین تری از تسبیح و تقدیس خدا است و به این باور می رسند. قانع می شوند. یک رضایتی در درون ملائک شکل می گیرد و ایمان می آورند تا آدم را باور نکردند بر انسان نمی توانند سجده کنند. می فهمند سجده دستوری که فایده ای ندارد. اعتبار و فایده ای ندارد چون باور ندارد، ممکن است خم شود ولی ممکن است نفرین کند. وقتی فرشتگان باور کردند و فهمیدند آدم کیست؟ وقتی خداوند فرمود سجده کنید سجده شان از روی باور و حقیقت شد.

ما باید منطقی داشته باشیم که به رضایت باطن آدم ها منجر شود. امام زمان که می آید جز از مسیر رضایتمندی انسان ها در دنیا جامعه را نمی تواند هدایت کند چون اگر رضایت نباشد با زور باید جامعه را هدایت کند. اگر بنا بر زور بود همان اول خداوند می توانست یک فرشته ای از آسمان بفرستد بدون حضور امام زمان جامعه را به زور هدایت کند ولی امام که نمی آید جامعه را عذاب کند امام می آید جامعه را ارتقاء دهد. عقول و سطح فکر را بالا ببرد. به انسان عشق بدهد عشق هم بعد از معرفت به وجود می آید. وقتی زیبایی علم به معرفت جایگاه انسان ها را نشان می دهد انسان ها را از غل و زنجیر آزاد می کند مردم در دنیا عاشق امام می شوند ما که می دانیم این اتفاق می افتد الان چرا این کار را نکنیم، مسیر همین مسیر است الان چرا این کار را نکنیم مسیر مسیر توسعه محبت و معرفت است. با مردم نمی شود دعوا کرد، با دعوا می شود چند صباحی حکومت زوری درست کرد و بر مردم سوار شد اما امام فرمود باید بر قلبها حکومت کنیم. بر قلب ها چگونه می شود حکومت کرد باید منطق درستی داشته باشیم باید بیان داشته باشیم. باید اصول داشته باشیم همین جور نمی توانیم بگوییم اصول گرا هستیم، اصول مان باید مورد قبول عموم مردم باشد مورد پذیرش مردم باشد مردم باید اصول را بپذیرند و اگر نپذیرند ما خودمان یک گروهی داشته باشیم یک اصولی داشته باشد این برای خودمان است و فایده ای ندارد، بعد قضاوت می شود اینها بهانه هایی است برای قدرت یکی اسمش اصول می شود و یکی اسمش اصلاح می شود! این معنا ندارد مگر می شود یک طرف اصولگرا باشد یک طرف اصلاح طلب؟ یعنی چی؟ آن اصولی که به اصلاح منجر نشود چه اصولی است؟ و آن اصلاحی که مبتنی بر اصول نباشد چه اصلاحی است؟ اینطور نیست که بگوییم برقرار می ماند یا نمی ماند. راه که اینگونه نیست؟ مگر راه با این مسائل برقرار مانده است؟ راه برقرار است و با این اسم ها نیست.

می خواهم بگویم باید طوری با مردم رفتار کنیم که راضی باشند قانع بشوند. شما نگران نباشید راه اینگونه نیست که برقرار می ماند یا نمی ماند، راه برقرار است. اولا توصیه من به دوستان این است که به امام عصر (عج) اعتماد کنید، شکلش را به او بسپارید. چیزی که من می گویم فقط همین است که به امام اعتماد کنید. همین امشب این کار را بکنید و می بینید که انشاالله خود امام راه را برای کشورمان برای نظاممان، برای دین مان، برای مکتب مان، برای آرمان هایمان باز خواهند کرد و تا به حال هم وجود مبارک آن حضرت انقلاب را به پیروزی رسانده  و نگه داشت وگرنه به هزار و یک دلیل باید تا به حال انقلاب ما از بین می رفت و آثاری از این انقلاب باقی نمی ماند. فشارهایی که بر این کشور در طی این ۳۴ سال وارد شد را ببینید، یکی دو تا از این فشارها برای سقوط یک نظام کافی بود. ولی الان چه اتفاقی افتاده است؟ همه به این کشور هجمه آورده اند ولی این کشور هنوز برقرار هست. آن هم با این همه بی تدبیری ها، کج رفتاری ها، تفرقه و تشتی که در داخل بوده است بنابراین نقش امام نقش مسلمی است و این خیلی روشن است.

خیلی خوشحالم که شما قلبتان با امام عصر(ع) است و احساس بودن با امام را دارید مطمئن باشید که بعد از این هم هیچ اتفاقی برای کشور نمی افتد هر کسی که بخواهد راه کجی را برود خودش از صحنه به در خواهد شد و نهایتا خودش حذف خواهد شد.
مملکت صاحب دارد و بدانید که مستحکم می ماند و شما اصلا نگران نباشید و غصه نخورید. همین الان که من این حرف را می زنم چقدر تهدید پشت سر ماست؟ این مطالب را هم که آشکار می گویند: که بگذارید دولت عوض بشود  ما چنین می کنیم و چنان می کنیم؛ اصلا اینها نباید تا الان می ماندند ولی آیا شما تا به حال ذره ای ترس و نگرانی در ما دیده اید؟ چرا؟ اگر ما خودمان باشیم که باید خیلی بترسیم.

دیدید که این صهیونیست ها چقدر از واژه احمدی نژاد وحشت دارند؟ خیلی شفاف گفتند که باید کاری کنیم که اسم احمدی نژاد را نتوانند در جایی ببرند. اگر احمدی نژاد خودش تنها بود آیا جسارت انجام چنین کارهای بزرگی را داشت؟ من به شما می گویم اگر خود حضرت امام تنها بودند جسارت انجام چنین انقلاب بزرگی را داشت؟ نمی شد. اگر آدم ایمان داشته باشد مشکلی نیست چرا باید مشکلی داشته باشیم. حالا اگر یکی عصبانی می شود و داد و بیداد می کند مشکل خودش هست. چون وزن ندارد سبک است مثل یک پَر کاه با یک حرف و یک باد سبک سریع جابجا می شود ولی اگر آدم ایمان داشته باشد نباید جابجا بشود.

نگران نباشید فقط به شما بگویم هیچ نگران نباشید. هر چه خیر است اتفاق می افتد و فردا هم انشاالله یکی از روزهای خوب خداست. (صلوات و انشاالله حضار)

یک نفر: انشاالله یوم الله می شود

مشایی: همه روزها یوم الله است.

حضار: یک سخنی بگویید که امشب راحت بخوابیم.

مشایی: به خدا اعتماد کنید و نگران نباشید. خدمت شما عرض می کنم شما اگر آن جوابی را که می خواهید از من بشنوید بشنوید آرامش پیدا می کنید این طور نیست، این تازه اول کار است آرامش که این طوری به دست نمی آید.

یک نفر: ما مثل شما نمی توانیم عمیق فکر کنیم. سخنان شما خیلی عمیق است و رابطه ما با امام زمان مثل مال شما نیست.

مشایی: من رابطه خاصی ندارم! من از شما خواهش می کنم نگران نباش.

حضار: سخنی بگویید که حداقل بتوانیم امشب را راحت بخوانید.

مشایی: من به شما می گویم امشب از راحت ترین شب های زندگی تان باشد. یک خاطره ای تعریف کنم، برای من و آقای احمدی نژاد کم اتفاق افتاده است که در یک اتاق بخوابیم. یکی از آن شب هایی که من و آقای احمدی نژاد در یک اتاق خوابیدیم در سفر اخیرمان به بغداد بود. شب در بغداد بودیم و بغداد هم کاملا در اختیار امریکایی ها بود یک اتاقی که شبیه سالن بود ما آن شب در آن اتاق خواب خوابیدیم. آنقدر آن شب من راحت خوابیدم که تعجب کردم و به آقای احمدی نژاد گفتم: امشب برای من مثل چند شب بود و خواب بسیار عمیق و لذت بخش و راحتی رفتم در حالی که تمام ساختمان ها در اختیار امریکایی ها بود. اتفاقا آقای احمدی نژاد هم گفت من هم همین حس را داشتم. در دل ما ترس و نگرانی نبود

آقای مشایی در جواب یکی از حضار که گفت انشاالله فردا راحت بخوابیم گفت: خیال می کنید که فردا راحت است! ما یک فرمانده داریم و ما همه در کشور سرباز هستیم. وقتی آقای احمدی نژاد می گوید من یک سربازم ما نیز همه سربازیم. فرماندهی هم در مملکت ولی فقیه ماست و ما که دو تا فرمانده نداریم و همه ما پای یک کار هستیم. انشاالله همه ما از معتقدان به وجود حضرت باشیم. ما یک امتیاز بزرگی داریم که عشقمان امام است و فهمیدیم امام یعنی بهار. این بهار یک مفهوم بسیار بالاست و لذت بردم وقتی در معارف دینی مان به این رسیدم که امام ما بهار است واقعا خیالم راحت شد که چطور امام را به جهان معرفی کنیم. هیچ مانعی بر سر راه امام نیست جز مشتی آدم که ظاهرشان آدم است و باطنشان آدم نیست وگرنه اگر کسی درونش آدم باشد قطعا بدانید مشتاق امام خواهد بود.

بهار روح دیگری در دل ها به وجود آورده است. شما همین عشق زمینی را بررسی کنید، همین آدم هایی که عاشق زمینی اند را ببینید، خداوند این عشق را در زمین گذاشت تا نشان داده شود که خود پرستی باطن ندارد، تکبر باطن ندارد، استکبار و لیبرالیسم و ماتریالیسم باطن ندارد. و اینها کجا معلوم می شود؟ در عشق. در روی زمین اگر کسی این مفاهیم را متوجه شده باشد می فهمد که خودش معنا ندارد و عشق یعنی همین که یک نفر دیگر را بر خود ترجیح دهیم. خداوند بر روی زمین یک علامتی گذاشته است تا بشر متوجه شود که زمین خواستگاهش نیست. تمام معادلات زمین با عشق زیر سؤال می رود و نقض می شود. قرار بر این بوده است که از بهار به خدا برسیم و شما اشعار سعدی و حافظ و همه را در مورد بهار می خوانیم می بینیم که همه از عشق و بیداری سخن می گویند.

یکی از حضار: تا امروز به شما پیغامی داده اند نیایید یا بیایید؟

مشایی: به من که چیزی نگفته اند، ولی خود تلویزیون به همه می گوید! من فکر می کنم که فهمیده اند که پیغام به من هیچ فرقی نمی کند. کسی به من نگفته ولی رسانه ملی به همه گفته است و البته آن را لو داده اند! (خنده حضار)

من همه مردم را به نحوی منتظر امام می دانم، یک نفر امروز متوجه می شود و یک نفر فردا. من کسی نیستم که بخواهم از مردم شاکی باشم و اصلا جرأت نمی کنم. انسانها همیشه در آغوش خدا هستند.

منبع: جوان انقلابی





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری

در این مراسم برخی نام‌های نزدیک به احمدی‌نژاد و چهره‌های مختلفی از مدیران دولت‌های نهم و دهم که از کار برکنار شده‌اند، حضور داشتند.

به گزارش میدان ۷۲، اعتدال نوشت: مراسم ختم مادر احمد قلعه‌بانی، مدیرعامل شرکت ملی نفت در دولت گذشته در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد. مراسمی که باعث شد یکبار دیگر محمود احمدی‌نژاد در کنار مشایی قرار گیرد.

در این مراسم برخی نام‌های نزدیک به احمدی‌نژاد و چهره‌های مختلفی از مدیران دولت‌های نهم و دهم که از کار برکنار شده‌اند، حضور داشتند و خبری از احمدی نژادی‌ها که هنوز در دولت روحانی مدیرند، نبود.

قلعه‌بانی که علاوه بر قرابت فکری، همشهری محمود احمدی‌نژاد نیز بود، پس از ترک سمت مدیرعاملی گروه خودروسازی سایپا، به ریاست یکی از مهم‌ترین شرکت های ایران منصوب شد.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری

هاشم تفکری بافقی را اغلب مخاطبانش با اثر مشهور “حمله به سوی کوفه” می شناسند که با سبک پاپ کار شده و یکی از برجسته ترین کارهای این خواننده می باشد. بافقی با این اثرش سعی دارد مظلومیت احمدی نژاد در انتخابات 92 و رد صلاحیت تنها نماینده دکتر احمدی نژاد را فریاد بزند.

IMG_0386به گزارش میدان ۷۲، هاشم تفکری بافقی خواننده سبک رپ که همه او را به عنوان یک خواننده احمدی نژادی می شناسند در آخرین قطعه خود با نام” نامه به رییس جمهور” دوباره پا بر عرصه سیاست گذاشته است. او به وسیله ی سبک رپ انتقادات صریحی را متوجه مواضع روحانی و توافق ژنو کرده است که شاید کمتر کسی جرات همچین کاری را داشته باشد.

لازم به ذکر است بافقی هم تحصیل کرده دانشگاه هست و هم با شناسنامه و کارت ملی از رییس جمهور انتقاد می کند.

هاشم تفکری بافقی را اغلب مخاطبانش با اثر مشهور “حمله به سوی کوفه” می شناسند که با سبک پاپ کار شده و یکی از برجسته ترین کارهای این خواننده می باشد. بافقی با این اثرش سعی دارد مظلومیت احمدی نژاد در انتخابات ۹۲ و رد صلاحیت تنها نماینده ایشان را فریاد بزند.

این خواننده غیر از سبک رپ، سبک راک و پاپ را هم در کارنامه خود داشته که البته در سبک رپ، راه زیادی برای طی کردن دارد و بنابر نظر مخاطبانش هنوز کارهای رپ او کیفیت مطلوبی پیدا نکرده و قطعات پاپ او طرفداران بیشتری دارد.

شما می توانید آخرین اثر این خواننده را از لینک زیر دانلود کنید:

دانلود قطعه “نامه به رییس جمهور” 





نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری

در دولت گذشته با وجود انتقادات صریح از تریبون های مختلف، و انتشار مستندهایی همچون “نبرد خاموش” و “کدام انحراف” و اکران عمومی آنها و نشر اکاذیب در مطبوعات کشور و تهمت زدن به رییس جمهور قانونی کشور، هیچ واکنشی از سوی مقامات دولتی و مربوطه داده نشد.

به گزارش میدان ۷۲، پس از جوسازی های اخیر دولتی ها در مورد مستند انتقادی “من روحانی هستم” و درخواست سخنگوی دولت و وزیر ارشاد از قوه قضاییه برای ورود به این مساله، الهام امین زاده  معاون حقوقی رئیس جمهور در پاسخ به این سوال که “آیا دولت از مستند من روحانی هستم شکایت کرده و در صورت شکایت پرونده درچه مرحله ای است؟”، گفت: دولت از این مستند شکایت نکرده است و دادستانی تنها به عنوان مدعی العلوم در این مسأله ورود پیدا کرده است و به دلیل ابهامات موجود در مستند از هفته گذشته به صورت مرتب با دادستان در حال تماس تلفنی هستیم و با آنها همکاری می کنیم.

 وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اسناد موجود، دولت دقیقا با چه قسمتی از این مستند مخالف است؟، تصریح کرد: دولت اصلا شکایتی نکرده و طبق قانون، دادستانی به عنوان مدعی‌العموم در این پرونده وارد شده است.
 معاون حقوقی رییس جمهور در پاسخ به سوالی دیگر مبنی بر اینکه ابهاماتی که از نظر دولت در این مستند وجود دارد به کدام بخش آن مربوط می‌شود؟، خاطرنشان کرد: ابهاماتی در این مستند وجود دارد که به طور مثال آقای روحانی اصلا در ماجرای مک فارلین حضور نداشته و حضور ایشان کذب است.
این در حالی است که با وجود شعارهای انتخاباتی حسن روحان مبنی بر کنار آمدن با منتقدان و استفاده از نظرات آنها، انتقاد از دولت یازدهم به سادگی ممکن نیست. در صورتیکه در دولت گذشته با وجود انتقادات صریح از تریبون های مختلف، و انتشار مستندهایی همچون “نبرد خاموش” و “کدام انحراف” و اکران عمومی آنها و نشر اکاذیب در مطبوعات کشور و تهمت زدن به رییس جمهور قانونی کشور، هیچ واکنشی از سوی مقامات دولتی و مربوطه داده نشد.




نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری

به نظرم احمدی نژاد در طول هشت سال کاری کرد که در سی سال اینده من قائل نیستم هیچ رییس جمهوری بتواند انجام دهد. در بیست و هفت سال گذشته قبل از اقای احمدی نژاد هم نتوانستند بکنند . واقعا نمی توانند . احمدی نژاد به قدری انرژی داشت که قابل وصف نیست. احمدی نژاد بین مردم بودن را دوست داشت داشت با مردم بودن را دوست داشت نه بر مردم مسلط بودن را.

به گزارش میدان ۷۲ به نقل از خبرگزاری دانشجو، کامران دانشجو را با حمایت‌هایش از احمدی‌نژاد، سرشاخ شدن با غول هفت سر دانشگاه آزاد و خارج کردن مدیریت این دانشگاه از سیطره ۳۰ ساله جاسبی و تیمش، انتصاب‌های جنجالی و انتقادات تند و تیز اصلاح طلبان از وی می‌شناسیم. اما بدون شک مهم‌ترین موضوعی که در ایام وزارت دانشجو رقم خورد، ورود جدی او به مسئله دانشگاه آزاد بود؛ اتفاقی که باعث تغییر اساسی معادلات دانشگاه آزاد و مشخص شدن تکلیف این نهاد بزرگ آموزشی کشور برای نخستین بار بعد از انقلاب شد.
به این بهانه با کامران دانشجو  به گفتگو نشستیم؛ او هم سنگ تمام گذاشت و ناگفته‌هایی را گفت از احمدی‌نژاد، دوران وزارتش، دانشگاه آزاد و …
ابتدا تشکر می کنیم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. آقای دکتر، برای ورود به بحث، می خواهم نظرتان را جویا بشوم در رابطه با سخنان آقای هاشمی رفسنجانی درباره دانشگاه آزاد.  
اول باید درباره  برخی کارهایی که درباره دانشگاه آزاد در زمان بنده انجام شد، توضیحاتی بدهم؛ اول اینکه دانشگاه آزاد از اریکه قدرت یک خانواده بودن خارج شد و تبدیل به دانشگاهی مثل سایر دانشگاه ها شد. دانشگاه آزاد از این که به آن به عنوان اموال یک خانواده نگاه شود به اموال ملت تبدیل شد. دانشگاه آزاد از ریاست دائم العمر بر اساس سلیقه یک نفر به ریاست انتخابی آن هم چهار سال یک‌ بار توسط شورای انقلاب فرهنگی تبدیل شد.  
این ها کارهایی است که قدم به قدم با آن مبارزه شد و برایش مانع ایجاد می کردند. اما نهایتا دانشگاه آزاد از انحصار عده ای خارج و در قاعده قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار گرفت. حالا یک عده می آیند این قضیه را با حسینیه ارشاد مقایسه می کنند و خدای نکرده نظام ما را با نظام طاغوت مقایسه کنند، این ها حتی اگر مثال هم هست مثال های خیلی بدی است که آقایان می زنند. اتفاقا مقایسه دانشگاه آزاد و حسینیه ارشاد کاملا اشتباه است. چون شما آن زمان حسینیه ارشاد را می خواستید برای این که در خدمت ملت باشد. چون آن رژیم، رژیمی بود که در خدمت منافع خودش بود. ولی در دانشگاه آزاد ما به دنبال این بودیم که در خدمت ملت باشد، در حالی که عده ای می خواستند در خدمت منافع خودشان باشد و اتفاقا الحمدلله  که نظام چنین اقتداری داشت که توانست چنین کاری بکند و این انحصار را بشکند. تابوهایی در این زمینه شکسته شد که سی سال نمی گذاشتندشکسته شود. شکسته شد تا به پویایی بیشتر همان دانشگاه آزاد بیانجامد.  
در مسیر انحصارزدایی از دانشگاه آزاد چه کارشکنی هایی علیه این اقدام انجام شد؟  
مرحله به مرحله کارشکنی شد. مثلا در مرحله انتخاب رییس جدید، بیش از ۲۷، ۲۸ گزینه را پیشنهاد کردند و فرزند یکی از اعضای هیئت امنا بدون اطلاع بنده که وزیر بودم اطلاع داده بود تا در جلسه ای بیایند و برنامه خود را ارائه کنند. حدود هفت ، هشت نفر آمدند و برنامه را ارائه دادند. چون همه نیامده بودند ، گفتند باید دوباره جلسه بگذاریم تا همه باشند. ما گفتیم شاید تا چند ماه دیگر نتوانیم همه را جمع کنیم. این کارها را می کردند که زمان بخرند. یا قول هایی را می دادند و هفته بعد زیر قولشان می زدند و بعد می گفتند نظرمان عوض شده است. حتی رییس هیئت امنای دانشگاه آزاد در جلسه ای به بنده گفت که تو یک “کُشتی سیاسی” را با ما آغاز کرده ای.   اما به هرحال این مهم بود که رییس دانشگاه آزاد عوض شد و رییس جدید به تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و این یک روال همیشگی شد؛ الان هم برای آقای میرزاده همین روال پیاده شده و مدت محدود برای ریاست دارند.  
من نمی دانم چگونه است که حکومت ۳۰ ساله چند خانواده براموال دانشگاه آزاد غصب محسوب نمی شود اما ریاست شخصی که در فرآیند قانونی توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تایید شده، غصب به حساب می آید؟!  
اصلا مال چه کسی بوده که غصب شده؛ اگر برای نظام است که خود نظام تصمیم لازم را درباره آن گرفته است اما این ها به دنبال این بودند که دانشگاه مال ماست، در حالی که زمین های دانشگاه آزاد از بودجه بیت المال تامین شده اند.  
اما به قول معروف “آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت”؛ دانشگاه آزاد دیگر برای مردم است و شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ریاست آن تصمیم گیر است. حالا اگر شما در آن شورا لابی می کنید، آن بحث دیگری است. در جاهای دیگر هم ممکن است لابی صورت بگیرد. ولی به هرحال دیگر این برای نظام است و از اریکه یک خاندان خارج شده و نمی تواند ریاست بی ضابطه و بر مبنای علایق شخصی یک فرد به مدت سی سال داشته باشد. آیا این غصب است؟ من نمی دانم این تکبر شاهانه از کجا نشئت می گیرد؟!  
البته بی انصافی است که این نکته را درنظر نگیریم که خدمات دانشگاه آزاد و آقای جاسبی در طی سی سال کم سابقه است و دانشگاه آزاد مانند فرزندی بوده که از کودکی به جوانی رسیده است. اما این تغییر روال هم نیاز نظام و انقلاب بود.  جالب است که می گویند مدیریت دانشگاه آزاد از دست کسی که بنا به تکلیف در آن جا بود خارج شد و به کسی رسید که با علاقه به مجموعه آمده است. این ها به خاطر نگاه متکبرانه ای که دارند نمی فهمند که بالاترین عشق و علاقه، علاقه به تکلیفی است که فرد انجام می دهد. همه بچه هایی که به جبهه رفتند عشق به انجام تکلیف داشتند.  
آقای دکتر شما در سال های وزارت خود گام هایی برای تحقق هدف اسلامی شدن دانشگاه ها برداشتید اما با موانع متعددی رو به رو بودید. حتی فکر می کنم در آن ایام، رییس جمهور از شما حمایت کافی را نکرد.  
باید عرض کنم که آقای دکتر احمدی نژاد از بنده حمایت کرد. اما مسئله این است که من مثلا یک سطح حمایت بالایی را نیاز دارم. ولی ایشان در سطحی پایین تر حمایت کرد. به نظرم، شما به آن نامه رییس جمهور درباره تفکیک جنسیتی اشاره دارید. شب قبل از آن نامه، ایشان با من صحبت کردند. من داشتم همراه هیاتی به عراق می رفتم. شب تلفنی با من صحبت کردند و نظرات شان را درباره طرحی که در زمینه تفکیک جنسیتی در وزارت علوم ابلاغ شده بود به بنده گفتند. بعد ایشان گفتند فردا هم نامه ای در این زمینه برایت می فرستم. من گفتم دیگر چرا نامه می دهید؟ هر صحبتی هست اکنون بگویید. یا حداقل صبر کن که من تا پس فردا از عراق برگردم و بیشتر با هم صحبت کنیم و بالاخره به یک جمع بندی می رسیم و آن را من اجرا می کنم.ایشان نپذیرفت و من فردای آن روز در عراق متوجه شدم ایشان نامه ای به بنده داده اند و در آن گفته اند روش های شما علمی نیست. من هم در پاسخ نامه ای نوشتم و در آن نوشتم که سعی میکنم روش هایم را علمی کنم. روش هایی را به کار ببرم که هم شما و هم مراجع بپذیرید. به هرحال من دینم را از مراجع می گیرم نه از آقای x و y.  
این نوع عملکردها از دکتر احمدی نژاد بی سابقه نبود. اکنون که حدود یک سال از مسئولیت شما در وزارت دولت احمدی نژاد می گذرد. در تناسب با دولت جدید، به احمدی نژاد چه امتیازی می دهید؟  
به نظرم احمدی نژاد در طول هشت سال کاری کرد که در سی سال اینده من قائل نیستم هیچ رییس جمهوری بتواند انجام دهد. در بیست و هفت سال گذشته قبل از اقای احمدی نژاد هم نتوانستند بکنند . واقعا نمی توانند . احمدی نژاد به قدری انرژی داشت که قابل وصف نیست. احمدی نژاد بین مردم بودن را دوست داشت داشت با مردم بودن را دوست داشت نه بر مردم مسلط بودن را . اگر یک عده ای که اطراف ایشان قرار گرفتند و ایشان را استحاله کردند اجازه می دادند، احمدی نژاد اسطوره تاریخ ایران می شد. اتفاقا عده ای این را خوب فهمیدند و نگذاشتند که وی اسطوره شود. نگذاشتند به عنوان یک الگوی خدمت ، یک الگوی اجرایی اسطوره بشود. از اول هم یک عده میخواستند کارهای اجرایی ایشان رو لوث کنند. طرح هایی مثل مسکن مهر و … را. دیدند این کار جواب نمی دهد. واقعیت همین بود که نوع فعالیت اجرایی احمدی نژاد این گونه بود که به دل می نشست. پس کارهای اجرایی ایشان را گذاشتند کنار و شروع کردن به حواشی پرداختن. عده ای از اطرافیان احمدی نژاد هم به این حواشی دامن زدند. دو سه سال آخر همه به اضافه دو سه نفر اطرافش با هم جمع شدند که احمدی نژاد اسطوره نشود. بعدا بالاخره خدا کند همه عاقبت به خیر بشوند.  
به نظر شما می توان به احمدی نژادی منهای همین دوسه نفری که می فرمایید امید داشت؟ از این منظر می پرسم که عده ای معتقدند هنوز می توان برای ایستادن برابر جریان تمامیت طلب اصلاح طلب به احمدی نژاد نگاه داشت؟  
البته من قائل نیستم که فقط احمدی نژاد می تواند جلوی این ها بایستد. منظور از ایستادن رقابت سیاسی است دیگر. همین دولت هم نیاز به آسیب شناسی دارد. به هرحال همه ما وظیفه داریم که اکنون که این دولت مشغول به کار است سعی کنیم شرایطی ایجاد کنیم که دولت بتواند خدمات رسانی مناسب تری را انجام بدهد. اما از نظر رقابت سیاسی میگویم.  ببینید در این انتخابات همان اتفاقی بر اصولگرایان افتاد که در شورای دوم بر اصلاح طلبان رفت. چطور شد که آقایان نیامدند یک نفر را انتخاب کنند. هر کس فکر کرد خودش رییس جمهور است و رقیبی در اصلاحات نمی دید. مردم هم که می بینند این ها به خودشان می پرند و سر همدیگر را می تراشند. این یک اشتباه تاکتیکی بود. از این اشتباه باید درس بگیریم و سعی کنیم که منسجم باشیم. سال ۸۴ هم، اصولگرایان نتوانستند به وحدت برسند.  
پس می توان گفت شما بیش از احمدی نژاد به ظرفیت اصولگرایان برای رقابت با جریان کارگزار و اصلاح طلبان امیدوارید؟  
من خودم را در دایره اصولگرایی تعریف می کنم. التبه آن اصول گرایی را که شاخص هایش را حضرت آقا تعریف کردند. بالاخره این جناح های سیاسی که وجود دارد من خودم را در جناح اصول گرا تعریف می کنم و بسیار هم خوشحال هستم و به آن افتخار می کنم. به اعتقاد من اصول گرایی و بزرگان اصول گرایی باید بنشینند.  بزرگان رده دارند دیگر. مثلا فرض بفرمایید آقای قالیباف و حداد و ولایتی دور هم بنشینند و بعد بگویند یکی از ما برود جواب نمی دهد.همه این ها بزرگانند. اما وقتی من می گویم بزرگان بنشینند منظورم بزرگان جریان های اصولگرایی مثلا جامعتین هستند. یک زمان وقتی جامعتین حرفی می زد حرف آخر بود . الان هم وقتی جامعتین حرف میزنه باید حرف آخر باشه . هر وقت این شد ما مسیر خودمان رو پیدا می‌کنم . باید مسیر درست را پیدا کنیم نه مسیر سلیقه ای را و نه تکلیف سلیقه ای را. جالب است همه تکلیف را در این می بینیم که [به عرصه] بیاییم. هیچ کس نمی گوید که گاهی نیامدن هم تکلیف است. گاهی انجام ندادن کاری تکلیف است همیشه که فقط آمدن تکلیف نیست . اگر این بشود من فکر می کنم اصول گرایی می تواند منشا خدمات موثرتری برای جامعه باشد.  
به نظر شما آیا می توان احمدی نژاد که خود را خارج از دایره اصولگرایی تعریف می کند را به اصالت خود بازگرداند؟  
احمدی نژاد جایی نرفته که بخواد برگردد. [خنده]  
اما از یک جایی به بعد احمدی نژاد اعتقاد پیدا کرد که من همان مشایی هستم. و راه خود را از سایرین جدا کرد.  
بله.اقای احمدی نژاد روزی در جلسه هیئت دولت فرمودند  من مشاییم و مشایی منم . من آن جا دستم را بلند کردم و گفتم : من قائل به این نیستم که مشایی شما هستید .خیلی علنی گفتم که من اصلا قائل به این نیستم که مشایی شماست . مشایی هیچ وقت احمدی نژاد نیست، هیچ وقت احمدی نژاد نیست و ادبیات احمدی نژاد با ادبیات مشایی متفاوت است . ادبیات مشایی با ادبیات احمدی متفاوت است خلقیات مشایی با خلقیات احمدی متفاوت است. مردم داری مشایی با مردم داری احمدی نژاد متفاوت است . و حتی الگوی اجرایی احمدی نژاد با مشایی متفاوت است .انرژی احمدی با انرژی مشایی متفاوت است تحرک احمدی نژاد با تحرک مشایی متفاوت است .زکاوت احمدی نژاد با ذکاوت او متفاوت است . با این همه تفاوت چطور مشایی میتواند احمدی نژاد باشد . ایشان گفت من دارم این را می گویم. گفتم حتی خودتان هم این را بگویید ولی این نیست عزیزمن .
 نگاه مردم به اقای احمدی نژاد به نگاه مردم به اقای مشایی متفاوت است. نگاه بچه حزب الله ها به اقای احمدی نژاد با نگاه آن ها به مشایی متفاوت است. نگاه حزب الله به احمدی نژآد، نگاه توده مردم به احمدی با نگاه توده مردم به مشایی متفاوت است .احمدی نژاد از جنس مردم بود از جنس مردم هست. نگاه مردم به احمدی نژاد از جنس خودشان بود این نگاه با نگاهی که به مشایی دارند متفاوت است. احمدی نژاد را کسی نظریه پرداز نمی خواست. کسی به احمدی نژاد نظریه پرداز رای نداد. مردم به احمدی نژادی رای داد که حرف دل آن ها را می زد . کسی که می گفت من برای شما نوکری میکنم. احمدی نژاد نیامده بود که برای مردم انسان کامل را تبیین کند . مردم به احمدی نژادی رای ندادند که بیاید دو ساعت سخنرانی در رابطه فلان موضوع فلسفی بکند.  البته من هم هنوز احمدی نژاد را دوستش دارم و هم به او احترام می گذارم. به خاطر کارهای اجرایی که کرد.و امیدوارم که بالاخره بتواند  باز همان احمدی نژادی که ما می شناختیم بشود.همان احمدی نژادی که ملت می شناخت. همان احمدی نژادی که الگویش الگوی مناسبی باشد.  
آقای دکتر نکته آخر یا حرف دلی در پایان فرمایش تان دارید؟  
بعضی نعمت ها را انسان دارد اما قدرش را نمی داند. مثل سلامتی که تا وقتی داری قدرش را نمی‌دانی؛ به محض این که از دست می رود قدرش را می دانی.اگه یک دولتی آمد و که اعلام کرد و عملا هم شما دید که درد دین دارد سعی کنید کمکش کنید .سعی کنید مسیرش را هموار کنید . انتظار است که جامعه ما آرمان خواه و آرمان گرا باشند. اما بد نیست به واقعیت ها هم نگاه کند و منطقی باشند.  اگر به عنوان یک آرمان گرا مطلبی را بگوییم که با واقعیت فاصله دارد، خدشه به شخصیت و آبروی انسان هاست. این که کامران دانشجو را در کلیپی با یک زن در آسانسور بالا و پایینش کنی و بعد بگویند در آن کلیپ کذایی شما در آسانسور بودی! آخر چنین چیزی به من می خورد؟ این است که می گویم قدرت تحلیل سیاسی باید بالا برود. حالا مثلا من در این باره باید وقت و نیرو بگذارم و بگویم این قضیه صحت ندارد ؟! جالب این است که در این قضیه نیروی انتظامی رفته بود گوش و بینی و شکل شناسی و … و نهایتا گزارش از نیروی انتظامی به دست من رسیده بود که شخص حاضر این کلیپ به هیچ عنوان شما نیستی! من گفتم چه خوب شد که مرا از شک و شبهه بیرون آوردی! واقعا خداوند عاقبت همه ما را به خیر کند.




نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری

چگونه حجت السلام مصلحی در مصاحبه خود از متشرع بودن و تکلیف مداری سخن می گویند در حالی که از تاریخ 30 مهر 90 تا 14 اردیبهشت 93 در مقابل این تهمت پراکنی سکوت کرده و در جهت رفع اتهام از فرد مورد اتهام واقع شده تلاشی نکرده است؟

به گزارش میدان ۷۲، حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات سابق در جواب سوال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه گفته می‌شد در دوره ۱۱ روزه موسوم به خانه‌نشینی، اطلاعاتی محرمانه توسط مشایی از وزارت اطلاعات خارج می‌شد، گفت: 《جهت اطلاع مردم باید بگویم سیستم اطلاعاتی ما اصلا اینطور نیست که بشود از آن اطلاعات بیرون برد.》

این تکذیب وزیر اطلاعات سابق در حالی مطرح شد که محمد خوش چهره در تاریخ ۳۰ مهر ۹۰ در مصاحبه با روزنامه ملت با مطرح کردن این ادعای واهی، بدون هیچ سند و مدرکی اعلام کرد که تیم احمدی نژاد با خروج پرونده های ویژه از وزارت اطلاعات در یک دوره ای که به دوره برزخ معروف شده از اطلاعات محرمانه این وزارت خانه سوء استفاده می کند. به گفته این نماینده سابق مجلس، در پرونده های خارج شده از وزارت اطلاعات اسامی بسیاری از مقامات و مسئولان کشور وجود دارد و خیلی از گزارش هایی که در این پروندهها وجود دارد، تایید نشده است. خوش چهره افزوده است: دسترسی به این مدارک از همان ابتدا نه برای اصلاح امور که برای سوء استفاده و ساختن فرصت برای زدن رقبا بوده است. وی اظهار داشت: باید در این جریان های دنبال هزار دستان گشت. چه کسانی این ها را هدایت و مدیریت می کنند که این مسئله بسیار مهم تری است.

fgsgfsfdgsdf

اما چگونه حجت الاسلام مصلحی در مصاحبه خود از متشرع بودن و تکلیف مداری سخن می گویند در حالی که از تاریخ ۳۰ مهر ۹۰ تا ۱۴ اردیبهشت ۹۳ در مقابل این تهمت پراکنی سکوت کرده و در جهت رفع اتهام از فرد مورد اتهام واقع شده تلاشی نکرده است؟ در حالی که ایشان می دانسته که بسیاری از سایت ها و وبلاگ های مخالف دولت سابق و معاندین خارج از کشور با استناد به این خبر خوش چهره، جوسازی کرده و به تهمت پراکنی علیه دولت می پردازند؟ چرا ایشان در مقابل تهمت پراکنی سیاسیون واکنشی از خود نشان نداده است؟

جناب مصلحی چگونه تکلیف مداری است که حمایت از مظلوم مورد تهمت واقع شده را تکلیف خود ندیده و حاضر به سکوت شده است؟!





نوشته شده در تاریخ شنبه 20 اردیبهشت 1393 توسط شعیب نظری
تمامی حقوق مطالب برای احمدی نژادی ها محفوظ می باشد